مارک نافلر در اگوست 1949 در گلاسکوی اسکاتلند متولد شد. او حدودا 7ساله بود که خانوادهاش به نیوکسل تاین در شمال شرقی انگلستان نقل مکان کردند. مارک در مدرسه ابتدایی گاس فرس مشغول به تحصیل شد و در سنین نوجوانی همانند (هانگ ماروین) مشغول جمع آوری مجموعه بسیار گرانقیمت (فندراسترات) یعنی فلامینگوی صورتی شد ولی در پایان به یک صفحه دولبه از (هانفر سوپر سالید) رضایت داد.مانند بسیاری از بچه مدرسهایها جمع کننده کاستهای گیتار در دهه 1960 او در یک طرح کاد زود هنگام با تشکل و اجتماع گروه های موسیقی بی نام بچه های مدرسه و با گوش دادن به نوازندگان گیتار همچون (اسکاتی مور)،(جیمی مور)،(دییانگو رینهارت) و (جیمز برتن) شروع به کار کرد. در 16 سالگی یک تکنواز از یک همنوازی 2 نفره برای (سوهر کمبل) دوست هم مدرسه ایش بود.
مارک نافلر و گروه دایر استریتز
مارک نافلر در اگوست 1949 در گلاسکوی اسکاتلند متولد شد. او حدودا 7ساله بود که خانوادهاش به نیوکسل تاین در شمال شرقی انگلستان نقل مکان کردند. مارک در مدرسه ابتدایی گاس فرس مشغول به تحصیل شد و در سنین نوجوانی همانند (هانگ ماروین) مشغول جمع آوری مجموعه بسیار گرانقیمت (فندراسترات) یعنی فلامینگوی صورتی شد ولی در پایان به یک صفحه دولبه از (هانفر سوپر سالید) رضایت داد.
مانند بسیاری از بچه مدرسهایها جمع کننده کاستهای گیتار در دهه 1960 او در یک طرح کاد زود هنگام با تشکل و اجتماع گروه های موسیقی بی نام بچه های مدرسه و با گوش دادن به نوازندگان گیتار همچون (اسکاتی مور)،(جیمی مور)،(دییانگو رینهارت) و (جیمز برتن) شروع به کار کرد. در 16 سالگی یک تکنواز از یک همنوازی 2 نفره برای (سوهر کمبل) دوست هم مدرسه ایش بود. آنها حتی ترتیبی دادند تا در تلویزیون حظور یابند. مارک در مدرسه استعدادش را در زمینه انگلیسی نشان داده بود و در سال 1967 برای یک سال به دانشکده فنی هارلو رفت تا روزنامه نگاری بخواند. در پایان ترم ،شغلی به عنوان یک گزارشگر تازه کار در روزنامه عصر یورک شایر به دست آورد بعد از دوسال تصمیم گرفت مطالعاتش را در زمینه انگلیسی افزایش دهد و بدین ترتیب موفق به اخذ مدرک از دانشگاه لیدز گردید. در هنگام زندگی در لیدز بود که مارک با خواننده و گیتاریست آهنگهای جز محلی به نام استیو فیلیپس ملاقات کرد. مارک برای روزنامه مقاله می نوشت و به نقد و بررسی موسیقی لیدز می پرداخت. به طور کاملا اتفاقی رئیس مارک مرد دیگری به نام استیفن فیلیپس بود. این امر در طول سالها باعث اشتباهات بسیاری گشته به طوری که در تعداد بیشماری از زندگینامه های استیو فیلیپس ادعا شده است که او به عنوان یک روزنامه نگار کارکرده است. مارک و رئیسش برای اجرای نوازندگی استیو به لیدز رفتند. استیو مشتاقانه اولین سخنان مارک را به خاطر می آورد:(استیو فیلیپس ،ایشان استیو فیلیپس هستند!)
استیو و مارک دریافتند که در زمینه موسیقی وجوه مشترک بسیاری دارند و اقدام به تشکیل یک گروه موسیقی دو نفره کردند که (برچیننده های دو نفره ریسمان) نامیده شد. مارک روزها به کار کردن به عنوان یک گزارشگر و بعدها به عنوان یک دانشجوی تمام وقت ادامه داد ،در حالی که استیو کار تعمیر نقاشی ها و مبلمان را درنمایشگاه هنری شهر لیدز و انجمن تنپل نیوسام برعهده گرفته بود. در طی سالهای بعد به نوازندگی با یکدیگر پرداختند. بعضی از کارهایشان در آلبوم (فقط انتخاب کن)1996 متعلق به استیو نشان داده شده است. او یک نوازنده ماهر گیتار بود این را استیو به طور کنایه آمیزی در یک مصاحبه با بی بی کینگ شرت آو وی در مورد نافلر جوان می گوید. با تاثیر عمیقی که استیو بر نوازندگی مارک داشت او را به سبک با شکوه و پیشروی در نوازندگی گیتار در آهنگهای (نبک بلوز) جز یعنی لنی جانسون و توجه به جزئیات تکنیکی ،مثل گرفتن انگشتان در گیتار جز راهنمایی نمود و نتیجه آن سبکی بود که مارک بالاخره با روش بی همتای خود در گرفتن گیتار درهم آمیخت. مارک زمانی که در لیدز زندگی می کرد اولین کاست خود را در اتاق خانه ای که به استودیو تبدیل کرده بود در پادسی تولید کرد و آن آهنگ را (تابستان در مسیرم قرار می گیرد) نام نهاد که در این آهنگ استیو با یک گیتار 12 سیم می نوازد.
پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه لیدز در سال 1973 مارک تصمیم گرفت به لندن برود و برای نفوذ در صحنه راک تلاش کند. او به طور اجمالی جراید موسیقی را بررسی می کرد و در نهایت به بزرگترین آگهی در روزنامه ملودی میکر پاسخ داد که به یک کار دوماهه با گروه جز با عنوان (بوئرز دروپ) منجر شد ،سپس به عنوان یک سخنران در دانشکده لافتن در اسکس شغلی یافت و به مدت 2 سال در یک آپارتمان اجاره ای در بخش Baclchust hill زندگی کرد. کمی بعد برادرش دیوید برای اقامت چند هفته ای به نزدش آمد ،برادران نافلر شبها تا دیر وقت به نواختن می پرداختند و بی آنکه خود بدانند تا حدی پایه و اساس آنچه را که اکنون DireStraits می نامند بنا کردند. اواسط دهه 1970 بود که دیوید به لندن تغییر مکان داد و مارک مشغول تشکیل گروه موسیقی با دوستانش در دانشکده Loughtcia شد. آنها خودشان را Cafe Recers نامیدند . دیوید تصمیم گرفت که در آپارتمانی در مجتمع Farrar در deptford در جنوب شرقی لندن با یک نوازنده باس متولد Leciceter با نام جان الیسی شریک شود. جان اولین ملاقاتش را با مارک این گونه یادآوری می کند: تمام شب را بیرون بودم و حدود ساعت 10 صبح به خانه آمدم. به آشپزخانه رفتم و شروع به درست کردن یک فنجان چای برای خودم کرد م وقتی وارد اتاق شدم این پسر را در حالیکه سرش را به صندلی تکیه داده بود و روی زمین دراز کشیده بود یافتم. او به خوابی عمیق فرو رفته بود و یک لباس کتانی راه راه و چکمه های چرمی پوشیده بود و گیتاری از کمرش آویزان بود. دیوید اغلب با جان درباره نواختن گیتار صحبت می کرد ،جان درست حدس زده بود این پسرک که در کف اتاق دراز کشیده بود حقیقتا مارک است. مدت زیادی نگذشته بود که جان خودش را با مارک بر روی صحنه یافت. یک شب نوازنده گروه Cafe Recers بیمار شد و از جان خواسته شد که به جای او بنوازد. خیلی زود مارک و جان یک ارتباط کاری بزرگ را بنا نهادند. در آوریل سال 1977 مارک آپارتمانش در Baclchust hill را ترک کرد و با جان نقل مکان کردند.
جان سریعا دریافت که مارک نه تنها یک نوازنده گیتار با استعداد و کاملا متفاوت با دیگران است بلکه یک آهنگساز ذاتی و خداداد نیز هست. در طول تابستان 1977 سه نوازنده در حال نواختن و تمرین آهنگهای مارک بودند. با این حال هنوز یک درامر کم داشتند. مارک گفت که یک طبل زن می شناسد که برای این نوع موسیقی که در حال توسعه اش بودند می توانست مناسب باشد وی شخصی به نام Piclc Withers بود. او در سن 17 سالگی حرفه ای شد و هم اکنون یک درامر بسیار با تجربه است. هنگامی که او به آپارتمان آنها دعوت شد با نام گروه قدیمی مارک Cafe Recers شروع به نواختن اهنگهای جز کردند. جان به یاد می آورد که نواختن با Piclc Withers بسیار جالب بود. هرگز با کسی به خوبی او ننواخته بودم. بعدها یکی از دوستان پیک نام جدیدی را برای گروه پیشنهاد کرد: Dire Straits
تمرینات طاقت فرسا و اجراهای زنده جز دنبال شد در عقب ماشین جان به اندازه کافی برای تجهیزات گروه جا بود و آنقدر درآمد داشتند که بتوانند اجاره PA را بپردازند. در 27 جولای 1977 نوارهای گروهی و مشهور زیر را ضبط کردند:پایان غرب وحشی ،سلطان سوئینگ ،پایین افق آبی ،عشق مقدس و اکسیر عشق. در اکتبر بود که آهنگهای دوباره عازم جنوب وچاقوی شش تیغه را برای شبکه BBC رادیوی لندن ظبط کردند و بالاخره در نهم نوامبر نوارهای گروهی مرا تامین کن ،دختر واقعی و قطار عازم شرق تولید شدند.بعضی از این آهنگها انعکاسی از تجربه های مارک در نیوکاسل ،لیدز و لندن بود که در اولین آلبوم Dire Straits در سال بعد اجرا شدند.
نوارهای گروهی ،به دی جی چارلی جیت مسئول شبکه BBC در رادیو لندن واگذار شد تا هیئت اجرایی شرکت این گروه را مورد تایید قرار دهد. در این زمان جان استینز و اد بیکنل وارد شدند. گفته می شود که استینز رئیس شرکت (ای وآر فونو گرام) در حالیکه زیر دوش به رادیو گوش می داد برای اولین بار Dire Straits را شنید.
در اواسط دهه 1980 گروه Dire Straits آهنگ برادران در آغوش را منتشر کرد که به عنوان یکی از پر فروش ترین آلبوم های دوران ،توسط بزرگترین گروه جهان شهرت یافته است. گروه آهنگ برادران در آغوش را در 234 شو در طول دوازده ماه با تماشاچی های به هم فشرده ای متشکل از 5/2 میلیون نفر اجرا نمودند. در سال 1990 مارک آلبوم (نک و نک) را برای نخستین بار منتشر کرد.این کار یک پروژه مشترک با چت اتکینز بود و در سال 1996 آلبوم قلب طلائی را منتشر کرد.
مارک همچنین برای تعدادی فیلم نیز موسیقی ساخت از جمله برای فیلم(قهرمان محلی) 1983،(کال) و(لذت و آسایش) در 1984 (پرنسس عروس)1985 و (آخرین عزیمت به بروکلین)1987 (سرزمین مترو) و (این سنگ را تکان بده) در سال 1998
مارک نافلر سه بار ازدواج کرده که حاصل ازدواج دومش 2 پسر دوقلو به نامهای بنی و ژوزف می باشد که در سال 1987 به دنیا آمدند و از ازدواج سومش در سال 1998 صاحب یک دختر به نام ایزابلا گردید. مارک بعد ار اینکه بیش از 20 سال از عمرش را در قله های شهرت سپری کرد هم اکنون یک مرد خانواده است که دوست دارد اوقاتش را با همسر و فرزندانش بگذارند.
dominant.ir